السيد الخميني
269
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
است . حالا هم باز مطبوعات ما سانسور است و لهذا اسم جانىِ حقيقى در هيچ يك از مطبوعات ما نمىشود منعكس بشود ، و نشده است . و در خطابههاى هيچ يك از رجال باز يك همچو مطلبى كه جانى حقيقى را معرفى كنند ، اين كسى كه همهء جنايات را كرده است ، اين شخصِ محمد رضا پسر رضا ، هيچ نتوانستهاند تا حالا بگويند ولى مردم مىگويند ، اين در لسان مردم ، بچههاى دوازده ساله و ده ساله مىگويند ، مردم توى خيابانهاى قم و تهران و ساير شهرستانها مىگويند مطلب را ؛ اما رجال ما نمىتوانند بگويند ! مادران نمونهء شهيد داده به اين تودهء مردم . . . نمىشود خيلى دست درازى كرد ؛ يا حاضرند تودهء مردم به اينكه كشتهاى هم بدهند بلكه كشتههايى بدهند بلكه جوانهايشان را هم مىدهند ، بعد هم افتخار مىكنند ؛ مادرهاى امروز نمونه است ، خدا مىداند . يعنى در طول تاريخ مثل اين مادرها ما نداشتيم الّا كم ، كه فرزندانش كشته بشود و بعد بيايد بگويد كه نه ، من افتخار دارم . بعضى از جوانها به من مىگفتند كه اين مادرها ما را گرم نگه داشتهاند ؛ اين عكس العملِ اين مادرهاى جوان مرده ، ما را زنده نگه داشته و گرم نگه داشته براى اينكه اينها هستند كه به ما شجاعت مىدهند ، اينها هستند كه ما را تشويق مىكنند . اين « فضاى آزاد سياسى » ماست ! يعنى اين لغت تغيير كرده است و معنايش را از دست داده . معنايش الآن در منطق آقاى كارتر و منطق شاه اين شده است كه همهء اين اختناقها اسمش شده است « فضاى آزاد سياسى » ! « تمدن بزرگ » يا وابستگى فرهنگى ؟ ! از لغتها : « تمدن بزرگ » ، « دروازهء تمدن بزرگ » ! « تمدن بزرگ » هم از آن چيزهايى است كه - اين واژهاى است كه - معناى خودش را از دست داده ؛ يك معناى ديگرى در منطق اينها دارد . اين هم در لسان شاه زياد است ! در لسان كارتر هم كه پدر بزرگ ايشان است ! در لسان او هم شبيه اين هست كه تمدن بزرگ . اينها - « تمدن بزرگ » در لسان اينها هم اين است كه تمام آثار تمدن يك ملت زير پا و سركوب بشود ! فرهنگ يك ملت در